الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

111

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

خويشتن ستم كرديم . ) گويد و طوق بندگى و اطاعت بر گردن نهد و از تشويق اوباش صفات ذميمه نفسانى آسوده گردد و آيينه دل از زنگار طبيعت و آفات حواس ، صافى شده قرب بارگاه جلال احديت را زيبد و جلوه جلال معشوق لايزال تجلّى نمايد و نفى غيريّت كند . آن گاه دل - كه عاشق ديرينه است - ديده به جمال محبوب روشن نمايد ، از غم به شادى ، از كربت فرقت به عزّت وصل خواهد پيوست و از خاك ذلّت بر تخت عزّت خواهد نشست . - نفس ، دشمن دوست نماست و حيله او را نهايت و مقهور گردانيدن او اصْعَبْ و اهَمّ امور است و كمال سعادت آدمى در تزكيه و اصلاح او است كه از صفت امّارگى به مقام مطمئنّه رساند و كمال شقاوت در واگذاشتن او است بر تقاضاى او . و شريعت را ظاهرى است و باطنى و ظاهر آن اعمال بدنى است و باطن شريعت ، اعمال قلبى است و سرّى و روحى و آن را طريقت خوانند و طريقت ، طلسم گشايى باطن است تا سالك به عالم حقيقت راه يابد ، امّا تا داد تصرّف شريعت بر قانون و متابعت ندهند ، از طلسم صورت خلاصى نيابند و داد تصرّف شريعت چنان توان داد كه هر عضو را بدان مشغول كنى كه امر فرموده‌اند و از آن اعمال اجتناب كنى كه نهى فرموده‌اند ، تا اثر راستى به زبان و از زبان به دل و از دل به غيب و نور غيب در دل پديد آيد و نسيمى از نفحات غيب به مشام جان رسد و آن نفحات به اداى اوامر و نواهى شرع است ، به هر قدمى كه در شرع بر قانون متابعت نهاده مىشود ، قربتى به حضرت عزّت حاصل مىگردد ، چون در ميان جاده قدم به صدق نهى التفات ربوبيّت به حقيقت دستگيرى نمايد . شعر - تحصيل محبّت نتوان كرد به تلبيس * تلبيس چراغى است كه افروختنى نيست